قهرمان ميرزا عين السلطنه
3458
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
قاصدى روانه كنيد كه هم دعاى ترس لله آقا باشد هم دليل راه ، هم حامل تفنگ . تا به اين ترتيب اردو با قرضوقوله مثل اردوهاى دولتى گسيل شود . ( تفصيل لله آقا را بايد در روزنامهجات گذشته من قراءت كرد ) . رئيس الوزراء احتمال مىرود محتشم السلطنه شود . آقاى نايب السلطنه گلوشان درد مىكرد . حكما گفتهاند كمتر حرف بزند ، به آن جهت آمده است چال هرز تا از زحمت تكلم با ملت رهائى يابد . . . « 1 » سالار الدوله سالار الدوله با عدهاى به نزديك كردستان رفت . او هم خيال دخلى دارد تا رفع ضرر چند ساله را نموده باشد . پدرزنش نظر على خان در روزنامه نوشته بود با پنج هزار سوار ماهيدشت را چاپيده گفته است كرمانشاهان مىروم ، از آنجا هم شايد بالاتر . عدليه را بستند بالفعل كه همهجا مثل قزوين شلوغ است دو ساعت به فس و فس اين عريضه را نوشتم خيلى خسته شدم . » [ پايان نامهء افخم الدوله ] كاغذ بچهها كاغذجات بچهها بامزه بود معلوم شد الحمد للّه دماغى از رفتن شمران دارند . عين الملوك نوشته بود حساب ، جغرافيا ، تاريخ خيلى خوب مىدانم . عربى را كمتر . حالا ميزان صرف مىخواهم با رساله كتاب خيلى لازم دارم ( آخوندهاى حالا تمام به موضع جديد درس مىدهند و همانطور كه سابقا عربى را منحصر به خودشان كرده بودند چيزى نخواهد گذشت كه علومات جديد را هم با السنهء خارجه منحصر به خودشان كنند . اين جماعت اعجوبهء روزگارند ) . تفاوت تعليمات مكتوبى نوشيروان ميرزا از طرف حضرت و الا نوشته بود بسيار خوب . تبريك عروسى مرا گفته بود . ما آنوقت كه به سن و سال نوشيروان ميرزا بوديم هنوز « الف دو زبر اند » را تمام نكرده بوديم . قلم هرگز به دست ما نداده بودند . تفاوت تعليم و كتب حاليه با آنوقت از زمين تا آسمان است . مثلا كتاب هم كه مىخواستيم بخوانيم حافظ بود ، سعدى بود ، حسين كرد بود ، اسكندرنامه بود كه هيچ ربط به عمل درس و تدريس
--> ( 1 ) - نقطهچين در اصل است .